این حکایت را چند بار بخوانید...
خود اگاهی چیست؟
عارفی در معبدی در میان کوهستان زندگی می کرد .
روزی راهبی که راهش را گم کرده بود .عارف را دید واز او پرسید:
((استاد راه کدام است؟))
عارف گفت :(( چه کوه زیبایی!))
راهب با حیرت گفت :(( من پرسیدم راه کجاست؟ ))
عارف با لبخند ، نگا هی به کوه کرد وگفت (( چه کوه زیبایی!))
راهب با تعجب و دلخوری گفت: من راجع به کوه از شما نپرسیدم ، بلکه از راه پرسیدم!
عارف با نرم لبخندی روی به راهب کرد و گفت:
((پسرم تا زمانی که نتوانی به فراسوی کوه بروی راه را نخواهی یافت!))
به بیانی ساده :اگر من از پنجره طبقه اول یک ساختمان 20 طبقه به بیرون نگاه کنم ،منظره ی محدودی را در پیش روی خود خواهم داشت ولی اگر شما از طبقه بیستم همان ساختمان به بیرون نگاه کنید ،قهرا״ افق وسیع و نامحدود تری را خواهید دید ، حتی می توانید مثلا: وضعیت هوا و ابرها را هم پیش بینی کنید .در تعریف به من می گویند:نا اگاه و شما را فردی اگاه اندیش
می نامند .
اگاهی ، از بالا نگریستن به مسائل زندگی است و جور دیگر به زندگی نگاه کردن است.
